بررسي رابطه ويژگيهاي شخصيتي با فرسودگي شغلي معلمان ابتدايي رویدر

بررسي رابطه ويژگيهاي شخصيتي با فرسودگي شغلي معلمان ابتدايي رویدر

با پيچيده تر شدن روز افزون جوامع امـروزي، رسـالت سـازمانهـا بـراي بـرآوردن انتظـارات جوامـع،

حساستر و مهمتر مي شود. به طوري كه ميتوان اذعان كرد كه دنياي ما دنياي سازمانهاسـت و آنچـه

امروز در بين اهل فن و به اتفاق نظر به يقين تبديل شده، نقش اساسي نيروي انساني بـه عنـوان عامـل گرداننده اصلي سازمانهاست. به عبارت ديگر، انسانها به كالبد سازمان جان ميدهند. بي ترديد نيـروي انساني كارآمد و خود انگيخته ميتواند براي رشد خود و توسعه و دستيابي به هدفهاي برنامهريزي شـده سازمان، بيشترين كارآرايي را داشته باشد. با توجه به حساسيت سازمان آموزش و پرورش، براي دسـتيابي و اجراي موفقيتميز هر فعاليت آموزشي افزون بر منابع مالي، وسايل و فناوري، وجود نيروي انساني سالم و متعهد، نقش اساسي را ايفا مي کند. به عبارت ديگر تعهد كاري و واكنش عاطفي فـرد نـسبت بـه كـار و همچنين بالا بودن سلامت رواني، ميزان توليد و قابليت كار را بالا مي برد(گرين هاو، ۱۹۷۵).

  فرسودگي شغلي  واژهاي براي توصيف دگرگونيهاي منفي نگرش، روحيه و رفتـار در رويـارويي بـا فشارهاي رواني مربوط به كار است. اين فرسودگي بيشتر در شغلهايي پديد مي آيد كه افراد زمان زيادي از ساعتهاي كاري را در ارتباط نزديك با ساير مردم ميگذرانند. رايجترين تعريف از فرسودگي شـغلي را مازلاك و جكسون ارائه نمودهاند. فرسودگي شغلي نـشانگاني روان شناختيـشامل خـستگي هيجـاني، مسخ شخصيت و كاهش كفايت شخصي مي باشد (شوفلي، مازلاك و مارک۱۹۹۴).