نقش بهره‌گیری از بازی‌های آموزشی در پرورش مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان

آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان اولین قدم برای تربیت اجتماعی آنان است. چون انسان موجودی اجتماعی است و به صورت جمعی زندگی می‌کند، یکی از شروط لازم برای بالا بردن کیفیت زندگی انسان، کسب مهارت‌های اجتماعی است.  این مقاله با هدف بررسی نقش بهره‌گیری از بازی‌های آموزشی در پرورش مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان نگارش یافته است. منابع استخراج اطلاعات آن مستندات کتابخانه‌ای و جستجوی اینترنتی می‌باشد. این مقاله از نوع مروری – تحلیلی است. در این مقاله در ابتدا سعی شده به تشریح مفهوم مهارت های اجتماعی و تعاریفی از آن پرداخته شود. سپس دلالت‌های کاربرد بازی جهت پرورش مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان تشریح گشته و به معرفی بازی‌های آموزشی و اصول کاربرد بازی‌های آموزشی پرداخته شده است. در پایان دو نمونه از بازی‌های آموزشی (یکی از آن‌ها توسط نویسندگان مقاله طراحی شده و به مرحله اجرا در آمده است)، که علاوه بر داشتن اهداف آموزشی به کسب مهارت‌های اجتماعی نیز کمک می‌کند نیز آورده شده است. به همه معلمان دلسوز کشور توصیه می‌شود با به کارگیری بازی‌های آموزشی، ضمن تدریس درس‌های آموزشی به صورت لذت‌بخش، به  پرورش مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان نیز بپردازند زیرا کودکان در بازی بسیاری از این مهارت‌ها را کسب می‌کنند.

کلمات کليدي

مهارت‌های اجتماعی، بازی‌های آموزشی، بازی، معلم، دانش‌آموز

 

 

 

 

 

بررسي رابطه ويژگيهاي شخصيتي با فرسودگي شغلي معلمان ابتدايي رویدر

با پيچيده تر شدن روز افزون جوامع امـروزي، رسـالت سـازمانهـا بـراي بـرآوردن انتظـارات جوامـع،

حساستر و مهمتر مي شود. به طوري كه ميتوان اذعان كرد كه دنياي ما دنياي سازمانهاسـت و آنچـه

امروز در بين اهل فن و به اتفاق نظر به يقين تبديل شده، نقش اساسي نيروي انساني بـه عنـوان عامـل گرداننده اصلي سازمانهاست. به عبارت ديگر، انسانها به كالبد سازمان جان ميدهند. بي ترديد نيـروي انساني كارآمد و خود انگيخته ميتواند براي رشد خود و توسعه و دستيابي به هدفهاي برنامهريزي شـده سازمان، بيشترين كارآرايي را داشته باشد. با توجه به حساسيت سازمان آموزش و پرورش، براي دسـتيابي و اجراي موفقيتميز هر فعاليت آموزشي افزون بر منابع مالي، وسايل و فناوري، وجود نيروي انساني سالم و متعهد، نقش اساسي را ايفا مي کند. به عبارت ديگر تعهد كاري و واكنش عاطفي فـرد نـسبت بـه كـار و همچنين بالا بودن سلامت رواني، ميزان توليد و قابليت كار را بالا مي برد(گرين هاو، ۱۹۷۵).

  فرسودگي شغلي  واژهاي براي توصيف دگرگونيهاي منفي نگرش، روحيه و رفتـار در رويـارويي بـا فشارهاي رواني مربوط به كار است. اين فرسودگي بيشتر در شغلهايي پديد مي آيد كه افراد زمان زيادي از ساعتهاي كاري را در ارتباط نزديك با ساير مردم ميگذرانند. رايجترين تعريف از فرسودگي شـغلي را مازلاك و جكسون ارائه نمودهاند. فرسودگي شغلي نـشانگاني روان شناختيـشامل خـستگي هيجـاني، مسخ شخصيت و كاهش كفايت شخصي مي باشد (شوفلي، مازلاك و مارک۱۹۹۴).